به گزارش روابط عمومی سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر؛ ادریس قوتازی نحوه آشنایی اش با جمعیت هلالاحمر را اینگونه روایت میکند: «از سال ۸۶ با هلالاحمر آشنا شدم. آن زمان تصادف کرده بودم و توسط یکی از دوستانم که خودش امدادگر هلالاحمر بود، با این جمعیت آشنا شدم. وقتی در آن شرایط سخت قرار گرفتم و از نزدیک دیدم که هلالاحمر چه کارهای ارزشمندی انجام میدهد، بیشتر مشتاق شدم که در این جمعیت بمانم و هرچه توان دارم، برای حل مشکلات مردم به کار بگیرم. در این مدت، کارهای زیادی انجام دادهایم؛ از ساخت مسکن و تهیه جهیزیه گرفته تا پیگیری حل مشکلات دارو و درمان بیماریهای خاص، ارسال آزمایش بیماران به خارج از کشور و کمک به کودکان بازمانده از تحصیل. هیچوقت هم از این فعالیت ها خسته نشدم.»
خانه ای که وقف خدمت شد
ادریس قوتازی، حتی بخشی از منزل شخصیاش را به خانه هلال تبدیل کرده تا بتواند محلی امن برای رسیدگی به مشکلات مردم کوی لاله باشد: «در سال ۱۴۰۰، یک بخشنامه از طرف جمعیت هلالاحمر آمده بود که در مناطق محروم و کمبرخوردار، خانههای هلال راهاندازی شود. آنجا به ما مجوز دادند که در روستایمان یک خانه هلال راه اندازی کنیم. چون جایی برای این کار نداشتیم، همین خانهای که الان در آن زندگی میکنم را به خانه هلال تبدیل کردیم. یعنی هم مشکلات زندگی مردم را حل میکنیم و هم خودمان با همسر و بچههایم اینجا زندگی میکنیم. درواقع یک بخشی از منزل شخصی ام تبدیل به خانه هلال شده است. این خانه هلال در ارومیه، جاده سلماس، کوی لاله سلماس قرار دارد. الان سه سال است که این خانه را در اختیار هلالاحمر گذاشتهام و از اینجا فرهنگ فعالیتهای داوطلبانه و مردمنهاد را ترویج میکنیم.»
هلالاحمر در تمام مشکلات کنار مردم است
او عاشقانه در این مسیر گام برداشته و لحظه ای نیست که از خدمت به مردم خسته شود. این داوطلب جمعیت هلالاحمر، از عشقی که به این فعالیت ها دارد، میگوید: «من عاشق این کارهای انسان دوستانه هستم. فکر نمیکنم در این دنیا هیچ چیزی زیباتر از این باشد که آدم بتواند مشکل یک نفر را واقعاً حل و دل خانوادهای را شاد کند. وقتی مردم خانه هلال کوی لاله را برای خودشان یک تکیهگاه امن میدانند که تمام مشکلاتشان در اینجا پیگیری میشود، برای من بزرگترین افتخار است. ما در خانه هلال نه تنها مشکل بیماران، دارو، درمان و جهیزیه را پیگیری میکنیم، بلکه حتی مصالح زیرساخت شهری را هم دنبال میکنیم؛ جدولکشی، آسفالت، زیرسازی معابر و کانالها، تمام این کارها را همین جا پیگیری میکنیم و انجام میدهیم. حالا دیگر مردم به جای اینکه به استانداری مراجعه کنند، مستقیماً به ما مراجعه میکنند. ما هم بر حسب وظیفهای که هم وظیفه انسانی و هم وظیفه حقوقی بر خودمان میدانیم، به جای اینکه بگوییم شما بروید پیگیر کارتان شوید، خودمان از طریق ارگانها و نهادها پیگیر این کارهایشان میشویم. با این کارها، اعتماد مردم هم به هلالاحمر بیشتر شده است. نسبت به قبل از تاسیس خانههای هلال، شاید مردم هلالاحمر را تا ۵۰ درصد، فقط در مواقع سیل، زلزله و بحران میشناختند. اما حالا میدانند که هلالاحمر در تمام مشکلات کنار مردم است.»
خاطره ای به یاد ماندنی
این خیر داوطلب، در سال هایی که زندگیاش را وقف خدمت به مردم کرده است، خاطرات بسیاری دارد که او را در این مسیر مصممتر کرده است: «در این سالها خاطرهای دارم که همیشه به دلم نشسته و من را نسبت به قبل در راستای فعالیت های بشردستانه مشتاقتر کرده است. یادم میآید، یک دختر کوچولوی ۶ ساله بود که بیماری خاصی داشت و خانوادهاش در بدترین و ناامیدکنندهترین شرایط قرار گرفته بودند. هزینه ارسال آزمایش او به خارج از کشور بالا بود و متاسفانه آنها توان پرداخت این هزینه را نداشتند. وقتی به ما اطلاع دادند، وارد عمل شدیم و این کار را انجام دادیم. نتیجه آزمایششان که آمد، آن چهره خندان، عشق و شادی را با اشک دیدم. این بزرگترین نعمت و بزرگترین شادی دنیا برای ما بود. ما جواب آزمایشهای این بچه را به صورت رایگان برای پزشک ارسال کردیم. خانواده خیرین و هلالاحمر هم برای دارو و درمان این بنده خدا کمک کردند. بیماری بچه این بود که رشد نمیکرد، بدنش عرق نمیکرد و متاسفانه دندانهایش مشکل داشت. ما دندانهای آن بچه ۶ ساله را کشیدیم و برایش دندان ژلهای گذاشتیم.»
دوست دارم هلالاحمری بمانم
ادریس قوتازی، متولد ۵۷ است و قصد دارد همچنان مسیر خدمت را ادامه دهد. او از افزایش اعتماد مردم به جمعیت هلالاحمر میگوید: «در این سه چهار سال اخیر مشاهده کردهام که مردم اشتیاق بیشتری به هلالاحمر و فعالیتهای داوطلبانه پیدا کردهاند و این اعتماد حالا ۱۰۰ درصد کامل است، بدون هیچ شک و شبههای. من خودم در کنار خدمت به مردم، شغل اصلیام رانندگی اسنپ است. خودم هم معلولیت جسمی-حرکتی دارم. خدا را شاکرم که تا الان در هیچ مشکل و گرفتاریای گیر نکردهام. چون شعار هلالاحمر، شعار داوطلبان، « حلقه اتصال توان توانمند و نیاز نیازمند» است و من این را سرلوحه کارم قرار دادهام. تا زمانیکه توان داشته باشم ادامه میدهم. انشاالله خدا آرزوی مرا برآورده کند؛ دوست دارم همانگونه که هلالاحمری هستم، همان گونه هلالاحمری هم از این دنیا بروم.»
نگارش و تنظیم: سیما فراهانی