وقف، چشمه جوشان مهربانی / واقفین و واهبین جمعیت هلالاحمر از یک عمر خدمت دلسوزانه میگویند
با نیت خیرشان کارهای بزرگی انجام دادهاند. با همدلی و همراهی آنهاست که هلال احمر میتواند در محورهای پرتردد کشور، پایگاه امداد و نجات راهاندازی کرده و یا با اعتقاد راسخ آنها به سنت حسنه وقف است که جمعیت هلالاحمر به سوی نیازمندان و محرومان دست یاری دراز میکند. واقفین، مصالحین و واهبین جمعیت، در خدمترسانی و امدادرسانی همیشه پشتیبان هلالاحمر بودهاند.
با نیت خیرشان کارهای بزرگی انجام دادهاند. با همدلی و همراهی آنهاست که هلال احمر میتواند در محورهای پرتردد کشور، پایگاه امداد و نجات راهاندازی کرده و یا با اعتقاد راسخ آنها به سنت حسنه وقف است که جمعیت هلالاحمر به سوی نیازمندان و محرومان دست یاری دراز میکند. واقفین، مصالحین و واهبین جمعیت، در خدمترسانی و امدادرسانی همیشه پشتیبان هلالاحمر بودهاند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر به نقل از شماره ۴۷۲ پیام هلال؛ یکی ملک آبا و اجدادیاش را برای ساخت پایگاه جادهای وقف کرده و دیگری با اعتماد به این نهاد عامالمنفعه، دسترنج کشاورزیاش را با اهدای زمینی برای بنای ساختمان اداری در اختیار هلالاحمر قرار داده است. واقفین و واهبینی که اگرچه برخی از آنها چهره در نقاب خاک کشیدهاند اما راهشان توسط فرزندان و دیگر واقفین دلسوز جمعیت ادامه دارد.
آذر ماه امسال، نخستین همایش تجلیل از واقفین، مصالحین و واهبین جمعیت هلال احمر سراسر کشور با حضور دکتر پیروی دبیرکل، دکتر فروزش معاون حقوقی و امور مجلس جمعیت هلالاحمر، دکتر قربانی عضو فراکسیون هلالاحمر مجلس شورای اسلامی و جمعی از خیرین و واقفین سراسر کشور در مجتمع دارویی و درمانی هلال ایران برگزار شد. در ادامه گزارش ما را از این همایش میخوانید.
پایگاه مهربانی
حکایت عشق و دلداگیاش برای امدادرسانی، به دوران دفاع مقدس برمیگردد. روزگاری که به عنوان یک امدادگر داوطلب، به مناطق جنگی غرب کشور میرفت تا روی زخم مجروحان جنگی مرهم بگذارد. «جمال شیخ احمدی» با همان روحیه داوطلبی که درد محرومان و آسیب دیدگان را تاب نمی آورد، زمینی را در ۴۵ کیلومتری مسیر سنندج به دیواندره به هلالاحمر واگذار کرد، تا پایگاهی برای امدادرسانی به حادثه دیدگان در این مسیر پرتردد بنا شود.
شیخ احمدی از انگیزههایش برای واگذاری زمین برای ساخت پایگاه جادهای میگوید:« مسیر سنندج به دیواندره یکی از جادههای ترانزیت شمال به جنوب کشور است. در این مسیر ماشینهای سنگین بسیاری تردد میکنند و همین مسئله هم احتمال تصادفات و حوادث ناگوار را بیشتر کرده است. پدرم از واقفان دلسوز روستای آبا و اجدادیمان بود. کسی که زمینهایش را برای ساخت مدرسه و ساختمان دهداری وقف کرد تا بچههای روستا بدون دغدغه درس بخوانند. من هم با الگو گرفتن از سبک زندگی پدرم، ۲ سال پیش، زمینی را که به مساحت ۱۵۰۰ متر در ۴۵ کیلومتری این محور داشتم برای ساخت پایگاه به هلالاحمر واگذار کردم. اگرچه هلالاحمر کار ساخت پایگاه را شروع کرده اما تکمیل ساختمان پایگاه نیاز به همراهی خیران دارد.»
امدادگر قدیمی هلالاحمر و واقف دلسوزی که وقف زمین برای ساخت پایگاه را وظیفه انسانی و داوطلبیاش میداند، از خیران دلسوز سنندج به شمار میرود. او شانه به شانه دیگر خیران شهر، با همکاری یک موسسه خیریه، سراغ خانوادههای نیازمند میرود تا کولهبار مشکلات معیشتی را از روی شانههای شان برداد.
خودش دراینباره میگوید:« موسسه دارالاحسان سنندج بسیاری از خانوادهای کم بضاعت را شناسایی کرده تا خیران شهر برای کمک به آنها قدمی بردارند. من و دیگر خیرانی که با این موسسه همکاری میکنیم گاهی برای شناسایی خانوادههای کم بضاعت به مناطق حاشیه شهر میرویم تا کمک حال پدری شویم که برای تامین معیشت خانوادهاش نیاز به همدلی خیران دارد.»
دل دریایی آقای کشاورز
این روزها که طبیعت سر سازگاری با مردمان سیستان و بلوچستان ندارد، آب در سرزمینشان کیمیا شده و گرد و غبار، جای قطرههای باران گرفته است، مردمان دلسوز و فداکار سیستان یکدیگر را از یاد نبردهاند.
مثل «محمد ملک وفا» داوطلبی که اگرچه تنها ۲ سال است لباس داوطلبی هلالاحمر را به تن کرده، اما قدم بزرگی برای کمک به مردمان زادگاهش برداشته است. ملک محمد، یک کشاورز ساده است اما دلی به وسعت آسمان آبی سیستان دارد. او دسترنج کشاورزیاش را وقف کرده تا هلالیها با دغدغه کمتری به نیازمندان زادگاهش رسیدگی کنند.
خودش میگوید:« همیشه حواسم به امدادگران هلالاحمر بود. وقتی به اطراف شهر سوخته میرفتم و تلاش آنها را در پایگاه جادهای آن منطقه میدیدم که چگونه برای کمک به حادثه دیدگان از جان مایه میگذارند، تصمیمم را گرفتم. و یا وقتی شنیدم امدادگران هلالاحمر از استانهای مختلف برای کمک به مردمی که خشکسالی همه چیزشان را گرفته در گروههای بیشمار به سیستان میآیند، دیگر شکی برای همکاری با هلالاحمر برایم باقی نماند. دیدم کارکنان، داوطلبان و امدادگران هلالاحمر هامون مکان مناسبی برای خدمت به مردم نداشتند. در یک ساختمان استیجاری فعالیت میکردند که مسلما هزینههای زیادی برای پرداخت اجاره و… متقبل میشدند. همین شد که تصمیم گرفتم، قطعه زمین ۶۰۰ متری که در هامون داشتم را به هلالاحمر واگذار کنم.»
با نیت خیر ملک محمد وفا، حالا جمعیت هلالاحمر شهرستان هامون صاحب یک ساختمان اداری شده است. جایی که کارکنان هلالاحمر شهر بیش از گذشته تلاش میکنند تا در حوادث و بحرانهای مختلف یاریگر مردم سیستان شوند.
وفا در اینباره میگوید:« من کشاورز هستم و با کاشت گندم و جو معیشت خانوادهام را تامین میکنم. من هم مثل کشاورزان دیگر توان مالی زیادی ندارم اما میخواستم کارکنان هلالاحمر دیگر دغدغه مسائلی مثل پرداخت اجاره و… نداشته باشند و همه تمرکزشان را برای کمک به افراد حادثه دیده، نیازمندان و … بگذارند.»
پدری عاشق که ۴۰ مدرسه ساخت
۳۵ سال از فوت «حاج مهدی ابراهیمی» میگذرد اما نهالی که او چند دهه پیش کاشته بود هنوز هم در سرزمین آبا و اجدادیاش برگ و بار میدهد. هنوز هم وقتی کودکان منطقه ارونق انزاب و روستای دریان، پشت میز و نیمکت مدرسه مینشینند تا رویاهای آیندهشان را به واقعیت تبدیل کنند، نام حاج مهدی، واقف و خیر دلسوز دریانی ورد زبان آنهاست.
در حاشیه مراسم تجلیل از واقفین با «دکتر ناصر ابراهیمی» فرزند حاج مهدی همکلام میشویم. دکتر ابراهیمی از خدمات داوطلبانه پدر و اعتقادش به سنت وقف میگوید:« یکی از اصلیترین دغدغههای پدرم، کمک به نیازمندان بود. آنهم نه کمکی که محدود به زمان و مکانی خاص شود. هدفش این بود که اگر قدمی برای نیازمندان برمیدارد، قدم خیرش همیشه پشتوانه آنها شود. با همین طرز فکر بود که حدود ۴ دهه پیش، حمامی در شبستر بنا کرد. حمام را هم به شیر و خورشید سابق هبه کرد تا درآمد حاصل از فعالیت حمام به مستمندان برسد. کاری که هنوز هم با همکاری کارکنان دلسوز هلال احمر انجام میشود. هرچند اکنون ساختمان حمام که در بافت قدیمی شهرستان شبستر قرار گرفته، نیاز به بازسازی و تعمیر دارد.» خدمات مرحوم حاج مهدی ابراهیمی دریانی به همینجا ختم نمیشود، دکتر ابراهیمی از ساخت مدرسههایی میگوید که هنوز هم پابرجاست و دانشآموزان بسیاری در ۴ دهه اخیر از پشت میز و نیمکت آن مدارس به موفقیت رسیدهاند:« پدرم در منطقه ارونق انزاب ۴۰ مدرسه ساخت. اولین مدرسه را در روستای زادگاهش دریان بنا کرد تا دختران دریانی دغدغهای برای درس خواندن نداشته باشند.»
دکتر ابراهیمی از توصیه ماندگار پدر میگوید:« پدرم عاشق وطن بود. میخواست حاصل کسب و کار و تجارتش برای خدمت به مردم وطنش هزینه شود. وقتی سراغ پزشکی رفتم، از من خواست در مملکتم بمانم و به مردم سرزمینم خدمت کنم.»
یاور بیماران نیازمند بود
مرحوم«حاج علی هادی» نمونه تمام عیار یک داوطلب دلسوز بود. مدیرعامل شیر و خورشید سابق شهرستان تکاب، کسی که تمام دوران فعالیتش در این پست به صورت داوطلبانه خدمت کرد و شب و روز برای مردم محروم شهر و بیماران نیازمند دغدغه داشت. کمتر از یک سال از درگذشت داوطلب و واقف محبوب شهرستان تکاب میگذرد و فرزندش دکتر «عطاالله هادی» به نیابت از پدر در مراسم تجلیل از واقفین حضور پیدا کرده است.
عطاالله هادی از خدمات داوطلبانه پدر و باور راسخش به سنت حسنه وقف میگوید:« شهرستان تکاب بیمارستان نداشت و مردم شهر مجبور بودند برای درمان بیماریها و یا انجام سادهترین جراحیها به شهرهای مجاور بروند. در سالهای پایانی دهه ۳۰، برای ساخت بیمارستان قدم پیش گذاشت. زمینی در محل مناسب تهیه کرد و ساخت بیمارستان ۵۰ تخت خوابی را هم خودش برعهده گرفت.»
ماجرای عاشقی این داوطلب دلسوز به همینجا ختم نمیشود. مرحوم هادی، برای دعوت از پزشکان و متخصصان زبده خودش راهی شهرهای مختلف میشد تا تنها بیمارستان شهر پاسخگوی همه بیماران شود:« تکاب آن روزها امکانات مناسبی نداشت. در شهر، پزشک متخصص و حتی عمومی هم نداشتیم. با این وجود، پدرم برای راضی کردن پزشکان بارها به تهران سفر کرد تا پزشکان متخصص و جراح را برای فعالیت در بیمارستان تکاب راضی کند. در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی هم با افزایش جمعیت شهر، ساختمان جدید بیمارستان را در کنار ساختمان قدیمی بنا کرد.»
عطاالله هادی از دیگر خدمات دلسوزانه پدر میگوید:« شبهای زیادی با صدای زنگ در خانه بیدار میشدیم. وقتی بیمارستان، بیماران نیازمند را پذیرش نمیکرد، خانه ما میشد آخرین امید آنها. سراغ پدرم میآمدند و او هم همراه بیمار و خانوادهاش به بیمارستان میرفت تا از نزدیک پیگیر روند پذیرش و درمان بیماران شود.پدر همچنین در آخرین روزهای عمرش نیز، زمین دیگری را که در حاشیه تکاب داشت برای خدمت به مردم در اختیار هلالاحمر قرار داد».
خیر محبوب روستا
گذر روزگار، توان روزهای جوانی را از او گرفته است. اگرچه کهولت سن، اجازه نمیدهد «اسفندیار بابادی عکاشه» مثل روزهایی که خودش سراغ نیازمندان و محرومان روستا میرفت در میانه میدان باشد، اما هنوز هم ثمره کارهای خیرش به نیازمندان و محرومان میرسد. حاج اسفندیار، در همایش واقفین هم غایب بود اما پسرش «ساسان بابادی عکاشه» به نیابت از پدر در این مراسم شرکت کرد.
ساسان عکاشه، از خدمات پدر به نیازمندان روستا میگوید:« دل رئوف پدر اجازه نمیدهد، نیاز محرومان را ببیند و برایشان کاری نکند. در روستای زادگاهش «گدار کبک» زمینهای زیادی را به نیازمندان داد تا برای خودشان سرپناه بسازند و یا با کشت و زرع در آن زمینها معیشتشان را تامین کنند. همچنین با وقف زمین برای اهالی روستا حمام ساخت و آب شرب روستای گدارکبک را هم تامین کرد.» حاج اسفندیار عکاشه اما زمینی را هم برای ساخت پایگاه امدادی در حوالی روستای زادگاهش در اختیار هلالاحمر قرار داد.
ساسان عکاشه در اینباره میگوید:«روستای گدار کبک در مسیر ترانزیت شمال به جنوب کشور قرار گرفته است. جایی که معمولا تصادفات زیادی در آن رخ میدهد و نیاز است امدادگران به موقع در صحنه حادثه حاضر شوند. اما فاصله پایگاه اورژانس و هلالاحمر تا این محدوده بسیار زیاد بود. ۶ سال پیش وقتی پدرم باخبر شد هلالاحمر برای ساخت پایگاه در این محدوده به دنبال زمین مناسب میگردد، تصمیم گرفت ۴ هزار متر از املاکش را به صورت هبه به هلالاحمر واگذار کند. همچنین ۳ هزار متر زمین را هم به نیروی انتظامی واگذار کرد تا پاسگاهی برای حفظ امنیت مردم در کنار پایگاه هلالاحمر ساخته شود.» اکنون ساختمان پایگاه امدادی شهدای عکاشه، بنا شده و اگرچه هنوز به صورت رسمی افتتاح نشده است، اما امدادگران فداکار جمعیت با استقرار در این پایگاه، به آسیب دیدگان حوادث جادهای امدادرسانی میکنند.

