سه شنبه ٢٨ اسفند ١٣٩٧
هموطنان می‌توانند برای همیاری در تامین وسایل گرمایشی استاندارد مدارس ابتدایی استان سیستان و بلوچستان در قالب طرح«ققنوس» با مراجعه به روبیکا بخش دنیای احسان یا شماره‌گیری #۱۱۲*۷۸۰* اقدام کنند
 


  چاپ        ارسال به دوست

۴۰ سال، ۴۰ اقدام / گزارش دوم: برای زلزله کرمانشاه چه کردیم؟!

فرارسیدن چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی،فرصت مناسبی برای مرور دستاوردها  و موفقیت های کشور در حوزه های مختلف است.تا دهه فجر با انتشار ۴۰ گزارش به صورت روزانه،مجموعه ای از این موفقیت ها و دستاورد ها را در حوزه های کاری جمعیت هلال احمر به طور خلاصه مرور می کنیم؛«زلزله کرمانشاه»  دومین گزارش است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر، سه روز از اربعین گذشته بود و تیم‌های عملیاتی هلال احمر هنوز در عراق حضور داشتند تا به زائران در مسیر بازگشت نیز خدمات‌رسانی کنند. هنوز خستگی این مراسم بزرگ از تن بچه‌های هلال احمر بیرون نیامده بود که ناگهان در شامگاه یکشنبه ۲۱ آبان ساعت ۲۱:۴۸ دقیقه کرمانشاه در مقیاس ۷٫۳ ریشتر لزرید؛ یکی از بزرگترین و وسیع‌ترین زلزله‌های ایران در یکی از بدترین زمان‌های ممکن. لرزش زمین در تهران و بغداد هم احساس شده و این یعنی یک فاجعه به تمام معنا.

گزارش‌های اولیه از مرکزیت شهر سرپل ذهاب خبر می‌داد اما خبرهای ضد و نقیض از شهرهای مختلف نشان می‌داد که مناطق خسارت‌دیده از لحاظ پراکندگی جغرافیایی بسیار وسیع هستند. همان شب، استان‌های معین با تمامی تجهیزات و امکانات وارد عملیات شدند و با توجه به وسعت منطقه هماهنگ کردیم تا تعداد بالگردهای مستقر در کرمانشاه از یک فروند به ۱۰ فروند افزایش پیدا کند. دستورات لازم نیز به هلال احمر کرمانشاه داده شد تا شرایط اولیه را برای رسیدگی به مصدومان فراهم بیاورد. دبیرکل وقت و رئیس سازمان امداد و نجات نیز مامور شدند تا به محض طلوع خورشید و امکان پرواز بالگرد، به سمت کرمانشاه حرکت کنند.

این گزارش چالش های زلزله کرمانشاه،خلاصه اقدامات انجام شده و برخی ملاحظات دیگر در این موضوع ملی را مرور کرده است:

 

اطلاعات کلی:

جمـعیت متـاثر از زمـین لــرزه

دالاهــو – ۴۰۲۲۷

قصرشیرین – ۲۲۹۰۲

سرپل ذهاب – ۸۶۹۲۴

اسلام آباد غرب – ۱۰۹۶۲۰

گیلانغرب – ۵۷۲۰۵

جوانرود – ۷۵۱۶۹

ثلاث باباجانی – ۳۵۲۱۹

جمع کل – ۲۶۶ /۴۲۷

کل فوتی : ۶۲۰ نفر (طبق اعلام پزشکی قانونی تا تاریخ ۲۶ آذرماه – ۱ نفر مجهول الهویه)

تفاوت‌های بنیادین با زلزله های قبلی:

زلزله یک اتفاق طبیعی است اما تاثیرات آن وابسته به محیط‌های اجتماعی فرهنگی تفاوت پیدا می‌کند. همانطور که اثرات تخریبی زلزله بسته به مقیاس و طول و عمق لرزش متفاوت است، تکانه‌های آن در زندگی مردم نیز بسته به عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شدت و ضعف می‌یابد. این نخستین بار بود که یک زلزله بسیار بزرگ در منطقه کُرد‌نشین با ویژگی‌های متفاوت با سایر مناطق کشور رخ می‌داد.

گستره جغرافیایی زلزله بسیار وسیع بود. اغلب زلزله‌های گذشته در سطحی به وقوع پیوسته بودند که دسترسی‌های بیشتری وجود داشتند. زلزله اخیر که چند کشور آن را احساس کردند و تکانه‌های آن به تهران هم رسید، بالغ بر ۱۹۰۰ روستا و ۸ شهر را درگیر خود کرد.

زلزله کرمانشاه در بدترین زمان ممکن برای آن منطقه اتفاق افتاد: نیمه دوم فصل پاییز و پیش روی زمستان سخت و سرد. نه امکان تامین یا انتقال کانکس در فرصت پیش روی برای همه و به یکباره وجود داشت و نه امکان خانه‌سازی به دلیل هوای زیر صفر درجه. مقایسه کنید با زلزله پنج سال پیش ورزقان که در فصل بهار و در یک منطقه خوش آب و هوا اتفاق افتاد.

این نخستین حادثه بزرگ در ایران در عصر شبکه‌های اجتماعی بود. شبکه‌های اجتماعی دارای ویژگی‌هایی هستند که نظارت، راستی‌آزمایی و کنترل آنها را دچار مشکل می‌کند. از همین روی، رواج شایعات افزایش می‌یابد و امنیت روانی مردم به خطر می‌افتد. اگرچه شبکه‌های اجتماعی در تهییج مردم برای کمک‌رسانی نقش بسزایی داشتند اما عملا کارکردهای امدادرسانی را دچار اختلال کردند. با توجه به فعالیت شبکه‌های اجتماعی، زلزله در منطقه به عرصه‌ای برای دیده‌شدن تبدیل شد. نمایش خود در عرصه‌ای که دوربین رسانه‌ها بر آن متمرکز است، فعالیت‌های امدادی و داوطلبانه را تحت‌الشعاع قرار داد.

مشکلات امدادرسانی:

مهمترین مشکل در ۴۸ ساعت اولیه برای امدادرسانی، عدم برقراری نظم و امنیت بود. اغلب انبارهای امدادی مجموعه هلال احمر در شهرهای مختلف تا صبح حادثه خالی شده بود. بعد از دو روز اول و تنها با اسکورت نیروهای نظامی امکان امدادرسانی به مسیرهای دورتر فراهم آمد. در این مسیر و در روزهای اولیه بسیاری از امدادگران این جمعیت مورد هجمه فیزیکی قرار گرفتند و حتی جان آنها به خطر افتاد.

چشم و هم‌چشمی‌های محلی و رقابت بین افراد در منطقه باعث شد تا مدیریت کنترل توزیع اقلام در روزهای اولیه به کل از دست جمعیت هلال احمر خارج شود. متاسفانه عدم تسلط و توجیه کافی بعضی مسئولان محلی برای شرایط بحرانی یکی از مشکلات عمده در مسیر امداد‌رسانی بود.

در فضای رسانه‌ای متاسفانه در دو روز اول هیچ سیاستی برای کنترل بحران وجود نداشت. بسیاری از سخنان و حرف‌هایی که در مصاحبه‌های مستقیم گرفته می‌شد، صرفا کنترل اوضاع و امنیت روانی را به خطر می‌انداخت و بعضا توقعات را بالاتر می‌برد (مثلا مشخص است که رساندن چادر و یا بازسازی تاسیسات برق با توجه به گستردگی منطقه در روز اول ممکن نیست اما رسانه‌ها با پیگیری مداوم این موضوع از نهادهای مرتبط، صرفا توقعات را بالا می‌بردند و انتظار ایجاد می‌کردند. درحالی که با اطلاع‌رسانی پروتکل‌های امدادی باید سعی کرد تا آرامش و صبوری بیشتری به مردم تزریق شود).

بی‌نظمی و عدم فرماندهی یکپارچه در میدان عمل خصوصا در روزهای اول نیز مشکلاتی را به وجود آورد. نهادهای مسئول، مردم و سازمان‌های غیردولتی هرکدام کار خود را می‌کردند و هماهنگی کافی بین آنها وجود نداشت. وظیفه جمعیت هلال احمر در زمان زلزله معلوم است. نه وظیفه برقراری نظم و امنیت را دارد و نه برقراری زیرساخت‌های حیاتی آب و برق و گاز. جمع‌آوری زباله‌ها و پایش وضعیت بهداشتی منطقه نیز برعهده نهادهای دیگر است. با این حال متاسفانه مردم و گاها رسانه‌ها در زلزله فقط امدادگران هلال احمر را با لباس قرمزشان می‌شناسند و حل همه مشکلات‌شان را از این نهاد طلب می‌کنند و این درحالی است که هلال احمر در ستاد مدیریت بحران چنین نقش همه جانبه‌ای ندارد.

نبود سخنگوی واحد و پراکندگی اطلاعاتی مشکل دیگری بود که در پوشش رسانه‌ای بحران به خوبی خود را نشان داد. متاسفانه آنهایی که درگیر کار بودند و وقتی برای گفت‌و‌گو با رسانه‌ها و گزارش کارها نداشتند کمتر از همه به چشم آمدند.

مسئله چادر به یک نوع کاسبی در منطقه تبدیل شد. بنا به دلایل متعدد بخش عمده‌ای از چادرها عادلانه توزیع نشد. اجاره و خرید فروش چادر در منطقه و همچنین کشف محموله‌هایی از چادر در انبارهای خصوصی و خانه‌های شخصی گواه این موضوع است. در یک فقره، ۱۷۳ دستگاه چادر در یک خانه و در یک فقره ۱۴۷۱ دستگاه چادر در یک انبار خصوصی با حضور دادستان کشف و ضبط شد (۱۴۷۱ چادر یعنی حدود ۱۵ کانتینر). مضافا اینکه قیمت این چادر‌ها در بازار آزاد حدود هشتصد هزار تومان است. مجموعه این شرایط باعث شد تا بیش از ۳ برابر حد استاندارد در منطقه چادر توزیع شود (بر اساس جمعیت تحت پوشش می‌بایست حدود ۳۰ هزار چادر توزیع می‌شد که این تعداد به حدود ۱۱۰ هزار چادر رسید). زلزله در یک منطقه محروم متاسفانه بهانه‌ای برای مردم منطقه می‌شود تا رفع تمامی محرومیت‌های گذشته را طلب کنند و در بسیاری از موارد حق با آنهاست.

همانند زلزله‌های بزرگ گذشته مجددا شاهد هجوم مردم از شهرهای اطراف به مناطق زلزله‌زده بودیم. جمعیت شهرها و روستاها به ناگهان بیشتر از ماقبل زلزله شد. وظیفه ما رسیدگی به آسیب‌دیدگان ناشی از زلزله بود اما بسیار مشاهده می‌شد که عملا بسیاری از خدمات نصیب کسانی می‌شد که حتی در آن شهر و روستا زندگی نمی‌کردند. یک بار یکی از مجریان معروف تلویزیون روی آنتن زنده در یکی از روستاهای شهرستان سرپل ذهاب یک ماه بعد از زلزله گلایه کرد که هنوز اینجا مردمی هستند که چادر نگرفته اند. روز بعد آمار همان روستا را خواستم. ۷۶ خانوار داشته که ۸۶ دستگاه چادر دریافت کرده بودند. دهیار روستا تقاضای ۱۲ خانواده را برای دریافت چادر رد کرده بود چرا که آنها اصلا ساکن آن روستا نبودند. شهر سرپل ذهاب پیش از زلزله فقط ۴۰ هزار نفر جمعیت داشت و یک هفته پس از زلزله بالغ بر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت در شهر حضور داشتند. کاسبان زلزله داستان غم‌انگیزی است که در زلزله کرمانشاه هم تکرار شد.

ضعف آموزش‌های همگانی در زلزله مشهود بود. مردم منطقه هیچ‌گونه آمادگی برای زندگی بعد از یک بحران طبیعی را نداشتند. نه به زندگی موقت در اردوگاه رضایت می‌دادند، نه استانداردها و هنجارهای موجود برای دریافت اقلام امدادی را رعایت می‌کردند و نه شرایط ویژه زندگی جمعی بعد از بحران و نحوه بازگشت به شرایط عادی را آموزش دیده بودند. ۲ بالگرد جمعیت هلال احمر در حین ماموریت‌های امدادی در منطقه توسط مردم آسیب دیدند و برای مدتی از کار افتادند. ماجرای ضعف آموزش‌های همگانی تنها به مردم آن منطقه مربوط نمی‌شد بلکه اتفاقات جاری در این زلزله نشان داد که مردم کشورمان در نحوه برخورد و مواجهه با این چنین بحران‌هایی هم ضعف‌های اساسی دارند. همین که راه‌های منتهی به کرمانشاه در همان روزهای نخستین قفل شد و یا شایعات متعدد در فضای مجازی پیچید، نشان داد که ضرورت دارد مردم کشورمان شیوه رفتار منطقی و صحیح در شرایط بحران را بیشتر بیاموزند.

مشکلات درونی جمعیت هلال احمر

نظام توزیع اقلام امدادی اگرچه مطابق استانداردها و بر اساس سیستم صدور دفترچه‌های امدادی نهادینه شده است اما به نظر می‌رسد باید این سیستم مطابق شرایط منطقه‌ای مورد بازنگری قرار گیرد. در زلزله کرمانشاه، واگذاری توزیع اقلام امدادی به نیروهای نظامی در ابتدای کار چه از روی اجبار و چه اختیار کار صحیحی نبود. به نظر می‌رسد برای توزیع اقلام امدادی در بحران‌های بزرگ باید به فکر ارتقای سیستم انبارداری و همچنین شیوه‌ها و تصمیمات صحیح در این زمینه باشیم.

غافلگیری نیروهای امدادی و سردرگمی‌های اولیه اگرچه دلایلی خارج از جمعیت هلال احمر نیز داشت اما نشان می‌داد هم پروتکل‌های امدادی ما برای حوادثی در این سطح نیازمند بازنگری هستند و هم به تمرین‌های مستمر و مانورهای مناسب برای آمادگی بیشتر برای حوادث بزرگ نیازمندیم.

جمعیت هلال احمر برای پوشش زلزله کرمانشاه، در مجموع از لحاظ اقلام امدادی دچار کمبود نبود. بدین معنا که مجموعه تدارکات و انبارهای کرمانشاه و استان‌های معین کفاف مردم حادثه‌دیده را می‌داد اما اگر در همان زمان در مناطق دیگری درگیر بحران و حادثه بزرگی در این سطح می‌شدیم، قطعا مشکلات عدیده‌ای پیش می‌آمد. ظرفیت انبارهای هلال احمر طبق استانداردها می‌بایست کفاف ۲ درصد جمعیت استان و یک درصد جمعیت شهرستان را بدهد. اما زمانی که وارد جمعیت هلال احمر شدم حداقل در نیمی از کشور تا رسیدن به این استاندارد فاصله داشتیم. همین موضوع، تقویت انبارهای امدادی را مخصوصا پس از حادثه کرمانشاه بیش از پیش ضروری می‌کرد.

هلال احمر ایران جزء جمعیت‌های پیشرو در تولید تجهیزات امدادی از جمله چادر است. چادر‌های ساخت کارخانه نساجی هلال استانداردهای امدادی بین‌المللی را دارا هستند و بسیاری از کشورها خواهان دریافت آنها هستند. اما این چادرها برای همه اقلیم‌های ایران مناسب نیستند. متناسب با پیشرفت تکنولوژی نیازمند سازه‌ها و یا الیافی هستیم که امکان ماندگاری بیشتری در شرایط سخت آب و هوایی داشته باشند. این چادرها طبق استاندارد برای زندگی حداکثر یک ماهه ساخته می‌شوند و برای شرایط زندگی اضطراری مناسب هستند و نه مسکن موقت. اگر بتوانیم به سازه‌هایی دست یابیم که ماندگاری بیشتری داشته باشند، آنگاه می‌شود مرحله مسکن موقت را که در کشور ما کانکس تعریف شده است، در بسیاری از زمان‌ها حذف کرد و همین باعث صرفه‌جویی بسیاری در منابع مالی کشور می‌شود.

زلزله کرمانشاه نشان داد که ساختارهای اطلاع‌رسانی هلال احمر دچار ضعف است. اگرچه بخشی از مشکل کلان‌تر بود و به عدم هماهنگی میان سازمان‌های درگیر در مدیریت بحران و عدم رعایت اصول حرفه‌ای توسط برخی از آنها باز می‌گشت اما در مجموع در زلزله کرمانشاه به قدر تلاش‌هایی که در عرصه عمل انجام دادیم، نتوانستیم فعالیت‌های امدادگران و حجم عملیات امدادی را به مردم نشان دهیم. البته هرچه جلوتر رفتیم به مرور این مشکل کمتر شد اما همین زلزله بزرگ نشان داد که در پروتکل‌های مدیریت رسانه‌ای بحران هم دچار ضعف‌هایی هستیم.

کارهای ویژه در زلزله کرمانشاه

امداد هوایی جمعیت هلال احمر به خوبی توانست خودش را اثبات کند. ۱۰ بالگرد با صدها سورتی پرواز در آن منطقه وسیع جغرافیایی توانستند هم در جابجایی مصدومان و کاهش مرگ و میر موثر باشند و هم اقلام امدادی را به روستاها و مناطق دوردست برسانند.

خدمات روانی و اجتماعی هلال احمر از همان یکی دو هفته بعد از زلزله شروع شد و تیم‌های امداد روانی در قالب گروه‌های سَحر توانستند خدمات گسترده‌ای را در مناطق مختلف به افراد و خانواده‌های آسیب‌دیده ارائه دهند. این خدمات تا چندین ماه بعد از زلزله نیز ادامه داشت که در نوع خود منحصر به فرد بود.

شروع فوری عملیات درمان اضطراری و همچنین ارائه خدمات توانبخشی به صورت ثابت و سیار بلافاصله پس از زلزله از جمله خدمات ویژه در این زلزله بود. بیمارستان تخصصی توانبخشی نورافشار در تهران (وابسته به جمعیت هلال احمر) نیز توانست پشتیبانی خوبی برای ارائه خدمات ویژه و تخصصی به مصدومان نیازمند داشته باشد.

کمک‌های مردمی به هلال احمر در زلزله کرمانشاه بی‌سابقه بود و رکورد شکست. در حالی که در زلزله مشابه قبلی (ورزقان، ۵ سال پیش) مردم ۲۲ میلیارد تومان به هلال احمر کمک کرده بودند، میزان کمک‌های مردمی در زلزله کرمانشاه به ۶۵ میلیارد تومان رسید و این سوای ۲۰ هزار تن اقلام فیزیکی (به ارزش تقریبی ۷۰ میلیارد تومان) بود که تحویل شعب هلال احمر در سراسر کشور شد. این درحالی بود که از همان ابتدای زلزله و با فراخوان تعدادی از افراد معروف برای دریافت کمک‌های مردمی، حرف و حدیث‌های زیادی شکل گرفت با این مضمون که مردم دیگر به نهادهای امدادی دولتی اعتماد ندارند. اگرچه برخی از همان چهره‌های معروف که به منطقه آمدند و حجم خدمات امدادگران هلال احمر به مردم را مشاهده کردند، از حرف‌های پیشین خود دست کشیدند و عذر خواستند اما به مرور زمان و با شفافیت در مصرف کمک‌های مردمی از سوی هلال احمر واقعیت ماجرا بیش از پیش بر همه معلوم شد. از همان ابتدای کار تصمیم گرفتیم تا ریالی از کمک‌های مردمی در مسیر خدمات امدادی هلال احمر مصرف نشود و مستقیم در اختیار آسیب‌دیدگان واقعی قرار گیرد. جمعیت هلال احمر در زلزله کرمانشاه از منابع داخلی خود بالغ بر ۲۵۰ میلیارد تومان هزینه کرد. هلال احمر بدون آنکه ریالی از این کمک‌ها را صرف فرایندهای عملیاتی خود در منطقه زلزله‌زده کند، همه آنها را به تدریج در اختیار زلزله‌زدگان قرار داد. از این کمک‌ها، در ماه‌های اولیه پس از حادثه ۵ میلیون تومان در اختیار خانواده‌هایی قرار گرفت که عزیزی را در زلزله از دست داده بودند. ۵ میلیون تومان نیز نصیب خانواده‌هایی شد که تا ۱۰ روز پس از زلزله فرزندشان متولد شده بود. حدود ۵۰۰ میلیون تومان هزینه توانبخشی و درمان آسیب‌دیدگان ضایعه نخاعی شد و بالغ بر ۱۰۰ میلیون تومان نیز بر اساس گزارش‌های مددکاری در اختیار خانواده‌های بی‌بضاعت قرار گرفت. پس از تکمیل بانک اطلاعاتیِ خانه‌های تخریب‌شده توسط بنیاد مسکن و شناسایی سرپرستان خانوارها با کمک سازمان هدفمندی یارانه‌ها، فرصت برای کمک‌های دقیق‌تر به خانواده‌های زلزله زده مهیا شد. بر این اساس حدود ۲۹ هزار خانه از نوع تخریبی ۱ و ۲ شناسایی شدند که علی‌القاعده بیشترین آسیب را از این زلزله مصیبت‌بار دیده بودند. در اولین فرصت پیش از عید نوروز مبلغ ۳۰۰ هزار تومان از محل کمک‌های مردمی در اختیار ۲۹ هزار خانواده زلزله‌زده قرار گرفت و سپس با شناسایی دقیق خانوارها، برای خرید ۳ قلم لوازم خانگی شامل کولر، یخچال و فرش مبلغ ۲ میلیون تومان به حساب سرپرستان ۲۹ هزار خانواده واریز شد.

 

جزئیات بیشتر از ۷ اقدام اساسی:

امداد و نجات

طبق پروتکلهای امدادی نخستین و مهمترین اقدام پس از حوادث بزرگ در ۷۲ ساعت اولیه انجام عملیات امداد و نجات است. در همین راستا:

 مرکز عملیات اضطراری (EOC) در سازمان امدادونجات جمعیت هلال احمر و استان کرمانشاه و سپس استانهای معین در یکساعت اول حادثه فعال شد و کنترل عملیات را به دست گرفت.

 ۳۸ تیم واکنش سریع، ۵۳ تیم تخصصی آوار برداری، ۳۱ تیم جستجوی سگ های نجات (آنست) در استان کرمانشاه و استان های معین همراه با تمامی تجهیزات انفرادی، گروهی و مکانیزه بلافاصله عازم مناطق زلزله زده شدند.

 طرح اولیه عملیاتی امدادرسانی بر اساس اطلاعات دریافتی آماده و سپس شهرهای مختلف آسیب دیده براساس جمعیت و شدت آسیب میان استان های معین تقسیم شدند. ۲۱ استان در مجموع وارد این عملیات شدند.

امداد هوایی

با توجه به وسعت جغرافیایی منطقه و احتمال بسته شدن مسیرهای جاده ای، امداد هوایی جمعیت هلال احمر در همان ساعات اولیه به حالت آمادهباش درآمد. با این حال به دلیل تاریکی هوا و عدم پرواز در شب، عملیات امداد هوایی از نخستین دقایق روز بعد آغاز شد. در این راستا:

 ۹ فروند بالگرد امدادی هلال احمر در اولین ساعات صبح به سمت منطقه به پرواز درآمدند و با احتساب بالگرد استان کرمانشاه تعداد بالگردهای درگیر در این عملیات به ۱۰ فروند رسید.

 بالگردهای جمعیت هلال احمر در طول این عملیات توانستند رکوردی کم نظیر از انتقال مصدومین به مراکز درمانی و انتقال اقلام امدادی به روستاهای دوردست را از خود برجای بگذارند. در طول ۱۳ روز این عملیات:

 ۲۷۷ ساعت و ۲۷۲ سورتی پرواز انجام شد. ۱۹۴ مصدوم به مراکز درمانی انتقال داده شدند. ۷۹۲ نفر از نیروهای امدادی به مناطق دوردست منتقل شدند. ۱۲۹ هزار کیلوگرم بار شامل انواع اقلام امدادی حمل شد.

درمان اضطراری

بزرگترین مشکل بعد از حوادث بزرگ انتقال و درمان مصدومان است که در زلزله کرمانشاه رکورد کم نظیری در تاریخ حوادث ایران در این زمینه اتفاق افتاد که در کاهش آمار تلفات بسیار موثر بود. در همین زمینه:

بیمارستان صحرایی (RDH ) هلال احمر ساعت ۷ صبح روز حادثه در سرپلذهاب برپا شد و ارایه خدمات به مصدومان را آغاز کرد. مصدومان از طریق آمبولانس ها و بالگردها به سرعت انتقال یافتند. پزشکان داوطلب فراخوان و به مناطق آسیب دیده اعزام شدند. در طول عملیات تا دوماه پس از حادثه یک بیمارستان صحرایی (RDH) با ۹۰ نفر/ روز، ۱۲ درمانگاه اضطراری (BHCU) با ۲۲۵۰ نفر/ روز و چهار مرکز خدمات توانبخشی با ۱۲۰ نفر/روز و در مجموع با ۲۴۶۰ نفر/ روز نیرو به ارایه خدمات پرداختند.

در طول یک ماه پس از حادثه به ۱۲۲۱ نفر فوریت های درمانی، به ۱۴۵۰۱ نفر ویزیت پزشکی، به ۷۷۶۱ نفر خدمات پرستاری، به ۲۰۱۸ نفر خدمات زنان و مامایی و به ۷۹۷ نفر خدمات بهداشت روان ارایه شد. خدمات توانبخشی و فیزیوتراپی بلافاصله در منطقه مهیا شد و بصورت ثابت و سیار ادامه یافت. در یک ماه اول به بیش از ۲۶۹۴ نفر خدمات فیزیوتراپی ارایه شد و ۶۴۰ نفر نیز از خدمات ارتوپدی فنی هلال احمر بصورت رایگان بهره بردند. علاوه بر این تعدادی از مصدومان پیشرفته و ضایعه نخاعی به بیمارستان فوق تخصصی نورافشار در تهران منتقل شدند و بصورت رایگان درمان خود را ادامه دادند.

اسکان و اقلام اضطراری

اسکان اضطراری در چادر برعهده جمعیت هلال احمر است و از این رو اقدامات لازم در این خصوص علی رغم مشکلات فراوان (نظیر دستبرد به انبارهای هلال احمر و غارت محموله‌های ارسال شده در مسیرهای مواصلاتی به دلیل عدم استقرار امنیت کافی در روزهای اولیه) به سرعت انجام شد. در همین راستا:

در حالی که طبق استاندارد برای ۳۳ هزار خانوار موجود در منطقه حداکثر همین مقدار چادر می بایست توزیع میشد ولی به دلیل شرایط بحرانی منطقه و امنیت روانی مردم در مجموع ۹۲ هزار و ۵۰۰ تخته چادر در منطقه توزیع شد.

پس از برطرف شدن اضطرار و پایان عملیات نجات، عملیات امدادی وارد فاز بعدی شد و توزیع اقلام ضروری دیگر جهت اسکان اضطراری سرعت بیشتری گرفت. در همین خصوص بیش از ۲۸۸ هزار کیلوگرم نایلون جهت جلوگیری از آبگرفتگی، ۴۹ هزار  چراغ والور ، ۳۰۰ هزار تخته پتو، ۶۳ هزار تخته موکت،۲۷ هزار ست ظروف، ۴۹ هزار ست بهداشتی، ۲۱ هزار گالن آب،  و بیش از ۴۱ هزار هیتر برقی در میان آسیب دیدگان طبق دفترچه های امدادی توزیع شد.

تغذیه اضطراری

تغذیه اضطراری آسیب دیدگان طی دو مرحله صورت پذیرفت. در همین زمینه:

در مرحله اول جیره ۷۲ ساعته بین آسیب دیدگان توزیع شد. این بسته های غذایی به تعداد ۱۱۲ هزار بسته شامل نیازهای اولیه غذایی مثل نان، قند و شکر، برخی کنسروجات و… با توجه به حدود ۵۰ هزار شناسنامه امدادی صادر شده، میان زلزله زدگان در شهرها و روستاهای مختلف توزیع شد.

در مرحله دوم بسته غذایی یک ماهه توزیع و با توجه به نیاز زلزله زدگان یک بار دیگر نیز تکرار شد. در مجموع بالغ بر ۱۳۵ هزار بسته غذایی یک ماهه شامل برنج، روغن، کنسروجات و … میان زلزله زدگان توزیع شد. در طول دو ماه نخست ۵۰۰ هزار بطری آب معدنی نیز از منابع جمعیت هلال احمر در میان زلزله زدگان توزیع شد.

خدمات روانی اجتماعی

پس از رفع شرایط اضطراری و با توجه به تالمات روحی و روانی در مناطق آسیب دیده تیم های خدمات روانی اجتماعی جمعیت هلال احمر با عنوان تیم های سحر از استان های مختلف وارد منطقه شده و به ارایه خدمات مختلف به کودکان، زنان و اقشار آسیبپذیر پرداختند. ایجاد فضاهای دوستدار کودک، سرکشی به خانوادههای متوفیان، برپایی خیمه های نماز، ارایه خدمات بهداشتی، ارایه آموزشها و مشاوره های لازم، برپایی مراسمهای ختم، عیادت از مجروحان، توزیع اسباب بازی و … از جمله برنامههای این تیمها بود. در همین راستا: ۶۴ تیم از ۳۱ استان شامل ۸۷۸ نفر به تدریج وارد شهرهای و مناطق مختلف زلزله زده شدند و این خدمات تا عید نوروز ادامه یافت و در مجموع بیش از ۱۶۷ هزار نفر از برنامه های مختلف بهره بردند.

کمک‌های مردمی

کمک های مردمی به هلال احمر در زلزله کرمانشاه بیسابقه بود و رکورد شکست.  در حالی که در زلزله مشابه قبلی (ورزقان، پنج سال پیش) مردم ۲۲ میلیارد تومان به هلال احمر کمک کرده بودند، میزان کمک های مردمی در زلزله کرمانشاه به ۶۷ میلیارد تومان رسید و این سوای بیست هزار تن اقلام فیزیکی (به ارزش تقریبی ۷۰ میلیارد تومان) بود که به شعب هلال احمر در سراسر کشور تحویل شد.

از همان ابتدای کار تصمیم گرفتیم تا ریالی از کمک های مردمی در مسیر خدمات امدادی هلال احمر مصرف نشود و مستقیم در اختیار آسیب دیدگان واقعی قرار گیرد. جمعیت هلال احمر در زلزله کرمانشاه از منابع داخلی خود بالغ بر ۲۵۰ میلیارد تومان هزینه کرد اما بدون آنکه ریالی از کمک های مردمی را صرف فرایندهای عملیاتی خود در منطقه زلزله زده کند، همه آنها را به تدریج در اختیار زلزله زدگان قرار داد. در همین راستا:

از این کمک ها در ماههای نخست پس از حادثه ۵ میلیون تومان در اختیار خانوادههایی قرار گرفت که عزیزی را از دست داده بودند. ۵ میلیون تومان نیز نصیب خانوادههایی شد که تا ۱۰ روز پس از زلزله فرزندشان متولد شده بود.

 پس از تکمیل بانک اطلاعاتی خانههای تخریب شده توسط بنیاد مسکن و شناسایی سرپرستان خانوارها با کمک سازمان هدفمندی یارانه ها، فرصت برای کمکهای دقیقتر به خانوادههای زلزله زده فراهم شد. بر این اساس:

 حدود ۲۹ هزار خانه از نوع تخریبی یک و دو شناسایی شدند که بیشترین آسیب را از این زلزله مصیبت بار دیده بودند. در اولین فرصت پیش از عید نوروز مبلغ ۳۰۰ هزار تومان از محل کمک های مردمی در اختیار ۲۹ هزار خانواده زلزله زده قرار گرفت.

 با شناسایی دقیق خانوارها، برای خرید ۳ قلم لوازم خانگی شامل کولر، یخچال و فرش مبلغ ۲ میلیون تومان در اردیبهشتماه ۹۷ به حساب سرپرستان ۲۹ هزار خانواده واریز شد.

  گزارش مصرف این هزینه ها طی اطلاعیه های رسمی و برنامه های مختلف رسانه ای در اختیار عموم مردم قرار گرفت.

• فایل های گرافیکی و ویدئو های زیر اطلاعات بیشتری از اجرای این طرح را به شما می دهد:

 

 


٠٨:٤٧ - پنج شنبه ١٣ دی ١٣٩٧    /    عدد : ١١١٥٨٤    /    تعداد نمایش : ٤٢



خروج